سلام بر شما. مصاحبه در رابطه با french roast. اینم بخونید بد نیس. به هر حال کار خوب بی دلیل “خوب” نمیشه…

 

فابریس، چه موقع شروع به ساخت French Roast کردید؟

– ایده ی این فیلم چند سال پیش به ذهن من رسید. در آن زمان من در خارج از کشور( فرانسه) زندگی می کردم و تصور می کنم که دلتنگی من برای پاریس نقش عمده ای در شکل گیری داستان این فیلم داشت. داستان در ابتدا یک خط ساده داشت :” مردی کیف پولش را گم کرده است و قادر به پرداخت صورت حساب رستوران نیست”.بقیه داستان حول و حوش این ماجرا شکل گرفت.شخصیتهای “تاجر” و “ولگرد” خیلی سریع شکل گرفتند و بعد سایر شخصیتها به تدریج به داستان اضافه شدند.

ساخت فیلم چقدر طول کشید؟

– حدود شش ماه صرف مراحل پیش تولید و تکمیل داستان شد و پس از آن با کمک  یک تیم ۶۵ نفره شامل انیماتورها، هنرمندان مختلف و تکنیسین ها یک سال کامل را در استودیوی پامپکین صرف ساخت فیلم کردیم.

و این استودیوی پامپکین کجاست؟

– پامپکین استودیو، یک استودیوی کوچک انیمیشن است که در مونتروی Montreuil در نزدیکی پاریس قرار دارد.مونتروی در تاریخ سینما شهرتی خاص دارد، چرا که در همین مکان بود که ژرژ ملیس Georges Méliès نخستین فیلمهای تاریخ را در سال ۱۸۹۶ ساخت. در واقع باید بگویم که ساخت French Roast در استودیوی پامپکین شروع نشد. در روزهای نخست و زمانی که من هنوز در جستجوی تهیه کننده ای برای این فیلم بودم، کار را با گروهی از دانش آموزان فیلمسازی در مدرسه ای بنام Ecole Georges Méliès ( مدرسه ی ژرژ ملیس) آغاز کردم…تصادف جالبی بود…پس از آن و در تابستان سال ۲۰۰۷ بود که پامپکین استودیو وارد ماجرا شد.

هنرمندانی که سبک بصری فیلم را طراحی کردند چه کسانی بودند؟ چطور توانستید با نیکلاس مارلت Nicolas Marlet کار کنید؟

هرچه که داستان بر روی کاغذ به پیش میرفت، اشتیاق من برای طراحی سبک تصویری فیلم و بخصوص طراحی شخصیتهای فیلم افزایش می یافت،اگر این کار هرچه سریعتر انجام می شد، من میتوانستم کار بر روی استوری بورد فیلم را با پنج قهرمان داستان آغاز کنم.سبک بصری فیلم برای من اهمیت ویژه ای داشت چرا که داستان فیلم ایجاب میکرد که ماجراها در صحنه ای تئاتر مانند رخ دهند و کنش و واکنش های ظریف و دقیقی بین کاراکتر ها صورت گیرند.در واقع در بخش عمده ای از داستان، دوربین هیچ حرکتی ندارد و تنها از یک نقطه ی ثابت تصاویر را به شما نشان می دهد.به همین دلایل بود که من واقعا نیاز داشتم که بدانم کاراکترها و لوکیشن ها چه شکل و شمایلی دارند.از آنجایی که من و نیکلاس مارلت دوستان بسیار نزدیکی بودیم، طبیعی بود که از او بخواهم تا طراحی کاراکتر ها را برعهده بگیرد.بعلاوه، سبک گرافیکی او بسیار به حال و هوای داستان و آنچه که من در ذهن داشتم نزدیک بود. همسر من، آرلی بلارد کوینتارد Aurélie Blard-Quintard نیز طراحی تعدادی از شخصیتهای فرعی را بر عهده داشت. شما می توانید آثار او را در وبلاگش http://aurelieblardquintard.blogspot.com ببینید. برای طراحی لوکیشنها من از لویی تاردی ویه Louis Tardivier تقاضا کردم که بک گراندها را طراحی کند.من می خواستم که بک گراندها تا حد امکان آزادانه طراحی شوند و در عین حال با کاراکترهای نیکلاس مارلت نیز هماهنگی داشته باشند. من به لویی تاردی ویه تعدادی از طراحی های رونالد سیرل Ronald Searle را که در هنگام نوشتن داستان به دیوار اتاقم چسبانیده بودم ، نشان دادم.من همچنین تعداد زیادی عکس از کافه ها و رستورانهای پاریس  که در کتابهای مختلف چاپ شده بودند و همینطور عکسهایی که خود من از مکانهای مختلف در پاریس گرفته بودم را در اختیار لویی قرار دادم. عکسهای عکاسانی چون هنری کارتیه برسون Henri Cartier-Bresson و فیلمهای فیلمسازانی چون ژاک تاتی Jacques Tati نیز منابع الهام بسیار خوبی برای من در خلق پاریس دهه ی شصت بودند. نهایتا و با استفاده از طراحی هایی لویی بود که ما ساخت و ساز لوکیشنها را در محیط ۳D آغاز کردیم. تعدادی نقاشی دیجیتال ( مت پینتینگ) نیز به مرحله ی ساخت لوکیشنها افزوده شدند. برای اینکار ما از تکنیکی بنام camera mapping استفاده کردیم که ما را قادر می ساخت تا تصاویر دو بعدی را با سازه های سه بعدی ترکیب کنیم.

دقیقا در جستجوی چه سبک بصری بودید؟

من در جستجوی فضایی منحصر بفرد با سبکی خاص بودم.من عاشق انیمیشن هستم به این دلیل که این پدیده به شما اجازه می دهد تا فضاها و شخصیتهایی را خلق کنید که پیش از این هرگز دیده نشده اند و شما این امکان را می یابید تا این عناصر را برای تماشاچیان طبیعی و واقعی جلوه دهید.واقع گرایی هرگز ایده ی من در خلق این فیلم نبود.

چه تعداد کاراکترهای مختلفی طراحی شدند تا شما به آنچه که می خواستید برسید؟

تعداد زیادی نبودند. من فکر می کنم که نیکلاس دوست داشت طراحی هایش را با یک ایده ی خاص شروع کند و همان ایده را با تغییراتی در بافت و اندازه و ابعاد گسترش دهد.این اتفاقی بود که در French Roast رخ داد. در ابتدا ما مفصلا در مورد داستان و شخصیتها صحبت کردیم. من شرح مفصلی در رابطه با هر کاراکتر مینوشتم ودر اختیار نیکلاس قرار می دادم و بدین ترتیب او میتوانست بخوبی ایده ها و تصورات من را در رابطه با کاراکترها دریابد.فیلم ما یک کمدی شخصیت محور است اما از آنجایی که این فیلم ، یک فیلم کوتاه است( با زمانی کمتر از هشت دقیقه) من میخواستم مطمئن شوم که شخصیتهای داستان در همان دقایق اولیه فیلم بخوبی به بیننده معرفی می شوند. ما نه تنها هیچ دیالوگی در طول فیلم نداشتیم،بلکه زمان بسیار محدودی نیز برای تعریف داستانمان در اختیار داشتیم. در نتیجه واضح است که طراحی شخصیت ها در پیشبرد داستان فیلم ما چه اهمیت ویژه ای می یافت.در واقع شخصیتها تنها ابزار ما برای روایت ماجرا بودند. نیکلاس ابتدا هریک از پنج قهرمان فیلم را در یک صفحه ی مجزا و بوسیله ی مداد رنگی طراحی می کرد. سپس به بسط و تکمیل این کاراکترها می پرداخت و نهایتا بوسیله مداد رنگی و جوهر ، بافت و رنگ مناسب را به کاراکترها می افزود.در این مقطع بود که من میتوانستم بگویم فیلم French Roast در حال متولد شدن بود. من چیزی بیشتر از این نمیتوانستم توقع داشته باشم…همان نخستین طراحی ها آنچنان کامل، قدرتمند و سرشار از روح بودند که نیازی به طراحی مجدد نبود… کاراکترها آنجا بودند.

بعنوان یک کارگردان، آیا نسخه ی نهایی فیلم، همان است که انتظار داشتید؟

حتی از حد انتظار من هم فراتر است…ساخت فیلم بیش از یکسال به طول انجامید. در تمام این مدت من ایده های خوبی در رابطه با آنچه که باید انجام می شد داشتم. اما باید بگویم که من همیشه فضا و مجال کافی نیز در اختیار هنرمندان تیم قرار می دادم تا آنچه را که در توان داشتند به فیلم اضافه کنند.بعنوان مثال کاری که تیم تکسچر و بافت انجام دادند ، کاری بود که بدون آن من هرگز نمیتوانستم به آن ماهیت نقاشی گونه ای که برای شخصیتهایم در نظر داشتم برسم. تیم طراحی دیجیتال matte paintings نیز نقش مشابهی در شکل گیری بک گراندهای فیلم ایفا کردند.مدل سازان نیز کار حیرت آوری انجام دادند. آنها به نحوی باور نکردنی توانستند ماهیت گرافیکی و سبک خاص طراحی های نیکلاس را در ساخت و سازسه بعدی کاراکترها حفظ کنند.ساخت مو و ریش شخصیت مرد آسمان جل یک چالش واقعی بود، چراکه من واقعا می خواستم که این اعضا دقیقا مشابه طراحی های اصلی از آب درآیند و نهایتا هم این اتفاق به درستی رخ داد.لباسها،نورپردازی، جلوه های ویژه… همه چیز یک موفقیت واقعی بود.

مترجم: مهبد بذرافشان-دستشون درد نکنه

« »