دفتر مشق | مِکس آباد

موضوعات: دفتر مشق


Ragex


“خشم را فرو خور و به هنگام توانایى گذشت کن و در هنگام عصبانیت بردبار باش و در وقت چیرگى ببخشاى، تا سرانجامت نیکو باشد.”
امام علی ع_نهج البلاغه_نامه۶۹

غریب

ندا سر داد:

آیا کسی هست مرا یاری دهد؟
و غریب ماند روبروی هزاران نفری که دعوت اش کرده بودند…
________________________
___________

این صدای زاده ی زهراست:
“هست آیا یاوری مارا ؟”
باد با خود این صدا را برد
و صدای او به سقف آسمان ها خورد
باز هم برگشت:
“هست آیا یاوری مارا ؟”
انعکاس این صدا تا دورترها رفت
تا دل فردا و آن سوتر ز فردا رفت…

قیصر امین پور 

برگشت

حر روز عاشورا برگشت . ..
حیا یکی از ویژگی‌های حر بود که باعث نجاتش شد و او را عاقبت به خیر کرد.
شیعیان او را نماد امید به قبولی توبه و رستگاری بعد از آن می‌دانند.
________________________
___________

دید دارم از خجالت سر، به زیر
گفت ما را بین و سر بالا بگیر
دید از غم تنگ گشته سینه ام
پاک کرد از زنگ ها آیینه ام
من دگر «او» گشته و خود نیستم
آنکه همره با شما شد نیستم
حُر نبوده حُر، به لطفش حُر شده
بوده آب، آلوده اما، کُر شده
دور شد جانم ز تن های شما
کرد مِنهایم ز مَن های شما
دید از پا تا به سر عیب ام به عین
کرد، از پا تا به سر حُسنم حسین
هر که بر این آستان باشد سرش
عاقبت، بر خیر گردد آخرش
هر مُحِبّی را که او محبوب شد
گر بدی هم داشت آخر خوب شد
دل ز هَر دلداده می گیرد حسین
دست هر افتاده می گیرد حسین
مَستِ چشمش جام عالم پُر کند
دو جهان را یک نگاهش حر کند
جُرم را بخشیده می گیرد کریم
دیده را نادیده می گیرد کریم
غلام رضا سازگار

امان نامه


چون نهم ماه محرّم رسید
کار بدان جا که نباید کشید
از عقب خیمه ی صدر جهان
شاه فلک جاه ملک پاسبان
شمر به آواز ترا زد صدا
گفت کجایید بَنُوا اُختَنا
تا برهانند ز هنگامه ات
داد نشان خطِّ امان نامه ات
رنگ پرید از رخ زیباى تو
لرزه بیفتاد بر اعضاى تو
من به امان باشم و جان جهان
از دم شمشیر و سنان بى امان ؟
دست تو نگرفت امان نامه را
تا که شد از پیکر پاکت جدا
مزد تو شد دست شه لافتى
خطِّ تو شد خطِّ امان خدا

محمد علی ریاضی یزدی
_____________________________
________
حدیث نوشت:
پیامبر اکرم (ص):
إذا رأیت من أخیک ثلاث خصال فارجه: الحیاء و الأمانه و الصّدق و إذا لم ترها فلا ترجه‏.

وقتى در برادر(دینی) خود سه صفت دیدى به او امیدوار باش،
حیا و امانت داری و راستگویی و اگر آن ها را ندیدی به او امید نداشته باش‏.
نهج الفصاحه ص۱۹۳

دست تو


در قامتت اگرچه قیامت ظهور داشت
الگوی بندگی و وقار و ادب شدی

چشم امید عالم و آدم به دست توست
باب الحسین هستی و پرچم به دست توست

ایثار و پایمردی و اوج وفا و صبر
تنها بیان مختصری از کمال توست

یوسف رحیمی
_____________________________
________
حدیث نوشت:
امام علی علیه السلام:
اَصلُ المُروءَهِ الحَیاءُ وَ ثَمَرَتُهَا العِفَّهُ

ریشه مردانگى حیا و میوه اش پاکدامنى است.
غررالحکم

علی علی


دیدم که خون پاک تو می‌ریخت روی خاک
دیدم هـزار قاتل و یک جسم چاک‌چاک

پیشانی‌ات شکسته و فرقت دریده بود
پیش از پدرکنار تـو زینب رسیده بود

از خیمگه به جـانب مقتل دویده بود
دیـدم چگونـه قـامت بابا خمیده بود

می‌گفـت در کنـار تـو بابا علی علی
بعد از تو خاک بر سر دنیا علی علی
غلامرضا سازگار
_____________________________

________
حدیث نوشت:

امام علی علیه السلام:
علیک بالحیاء فانّه عنوان النّبل

بر تو باد به حیا و شرم که سر آغاز نجابت و بزرگواری است.

غررالحکم

کوچکم اما…۳

پیش او شور شهادت زعسل شیرین تر
آسمان میوه احساس زچشمش چیدست

گرچه هفتاد و دو لاله همه از ایل بهار
باغ سرسبز تر ازاو به جهان کی دیدست؟

اسب آرام، رهاکرد، گلی رادرخاک
کربلا دید، که ماهی به زمین غلتیدست
حیدر منصوری
_____________________________
________

حدیث نوشت:
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم:
الحیاء و الإیمان قرنا جمیعا فإذا رفع أحدهما رفع الآخر.
حیا و ایمان قرین یک دیگرند اگر یکى از میان برخاست دیگرى هم برود.

نهج الفصاحه  ص ۴۵۳ ، ح۱۴۲۹

Rain Pray

نهج البلاغه
خطبه ۱۱۵-در طلب باران .
خداوندا! کوههای ما از بی آبی شکاف خورده، و زمین ما غبارآلود، و دامهای ما در آغلهای خود سرگردانند، و چون زن بچه مرده فریاد می کشند، و از رفت و آمد بی حاصل به سوی چراگاهها و آبشخورها، خسته شده اند، بار خدایا! بر ناله گوسفندان و فریاد و آه شتران ماده رحمت آور، خدایا به سرگردانی آنها در راهها و ناله هاشان در خوابگاهها رحمت آور. بار خدایا! هنگامی به سوی تو بیرون آمدیم که خشکسالی پیاپی هجوم آورده، و ابرهای پرباران از ما پشت کرده و خشک و نامهربان بدون بارش قطره ای باران گذشتند خدایا! تو امید هر بیچاره و حل کننده مشکلات هر طلب کننده می باشی، خدایا تو را می خوانیم، در این هنگام که همه ناامید شدند، و ابر رحمت بر ما نمی بارد، و حیوانات ما نابود گردیدند، ما را به کردار ما عذاب نکنی، و به گناهان ما کیفر ندهی. خدایا! رحمت خود را با ابر پرباران، و بهار پرآب، و گیاهان خوش منظر شاداب بر ما نازل فرما، بارانی درشت قطره بر ما فرو فرست که مردگان را زنده و آنچه از دست ما رفته به ما باز گرداند. خدایا! ما را با بارانی سیراب کن که زنده کننده، سیراب سازنده، فرا گیرد و به همه جا رونده، پاکیزه و بابرکت،
گوارا و پرنعمت، گیاه آن بسیار، شاخه های آن به بار نشسته، برگهایش تازه و آبدار، تا با چنان بارانی بنده ناتوان را توان بخشی، و شهرهای مرده ات را زنده سازی. خدایا! بارانی ده که بسیار ببارد تا زمینهای بلند ما پرگیاه شود، و در زمینهای پست روان گردد، و نعمتهای فراوان در اطراف ما گسترش یابد، تا با آن میوه های ما بسیار، گله های ما زنده و فراوان، و سرزمینهای دورتر از ما نیز بهره مند گردند، و روستاهای ما از آن نیرومند شوند، اینها همه از برکات گسترده و بخششهای فراوان تو باشد که بر سرزمینهای فقرزده و حیوانات وحشی ما نازل می گردد. خداوندا! بارانی ده! دانه درشت که پیاپی برای سیراب شدن گیاهان ما ببارد، چنانکه قطرات آن یکدیگر را برانند، و دانه های آن به شدت بر هم کوبیده شوند، نه رعد و برقی بی باران، و ابری بی ثمر، و کوچک و پراکنده، و نه دانه های ریز باران همراه با بادهای سرد. خدایا بارانی پرآب فرو فرست که قحطی زدگان به نعمتهای فراوان رسند، و آثار خشکسالی از میان برود که همانا، تویی خداوندی که پس از ناامید شدن مردم باران را فرو می فرستی، و رحمت خود را همه جا گسترش می دهی و تویی سرپرست نظام آفرینش که به ستودن سزاواری.

آب-پوستر

دو برابر مصرف جهانی آب مصرف می کنیم…
اول از همه خودمون تو مصارف روزانه درست استفاده نمیکنیم و ساده با مساله برخورد میکنیم.
دوم از همه و مهمترین مشکل از آبیاری غرقابی کشاورزیمون هست. من اگه رییس جمهور بودم سه سال تو تلویزیون نمیومدم و سیستم آبیاری کشاورزیمون رو درست میکردم(البته که حرف زدن آسونه). چون مشکلاتی مثل تولید, اقتصاد, کم آبی, بیکاری, آلودگی هوا ارتباط مستقیمی با این مساله دارند.
آب لوله کشیمون هم یکیه. آب تصفیه شده رو همه جا استفاده میکنیم…

Saqqah Khaneh

“دوست دارم نظر شاهد رضوان باشم
آشنای حرم شاه غریبان باشم
دوست دارم همه ی عمر در این شهر بهشت
زائر و خادم سلطان خراسان باشم”

آب:
“آب در فرهنگ ملی ایران دارای ارزش و اعتباری ویژه بوده است. ایرانیان از دوران باستان آب را مظهر پاکیزگی می‌دانستند.”

سقاخانه اسمال طلا:
“بانی ساخت این سقاخانه سردار اسماعیل خان سنگسری بوده‌است. او هزینه ساخت سقاخانه را از طلاهایی تأمین کرد که فتحعلی شاه به پاس نجات جانش به او اهدا کرده بود.”